محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )

525

أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )

بارگاه وپيش از آن كوى خراسان است . چنين است آنچه من از گرگان بخاطر سپرده [ براي شما سجع بندى كردم ] . بكر آباد : به آن چسبيده ، ميان آن دو نهرى وپلهايى است . شهر مانندى است آباد ، مسجدهائى زيبا وپيران بزرگوار دارد . گورستانى بزرگ برابر شهر در پشت نهر هست كه پل دارد [ گورستانى بزرگتر از آن در هيچ شهر نديده‌ام ] نهرى ديگر نيز در دامنه دارند بنام طيفورى كه از ديگرى پاكيزه وگواراتر است . چاه‌هاى شيرين نيز دارند . اسْتَراباذ : خوش‌هواتر با آبى گواراتر از گرگان ، بيشتر مردم ابريشم باف وماهر در آنند . دژ آن ويران وخندقش پر شده است . جامع در بازار ودم در آن نهريست . آبَسْكون : بندريست كه باروئى آجرين دارد . جامعش در بازار ونهر در كنار شهر است . درگاه گرگان وبارانداز آن دشت پهناور است . هرى : بندرى كوچكتر از آبسكون وكم جمعيت‌تر از آن است مردمش لاغر اندامند . آخُرْ : شهرك روستاى دهستان در سمت راست جاده به سوى رباط است . آتشگاه ( مناره ) اى دارد كه از ديه‌هاى دور ديده مىشود . همهء ديه‌هاى دهستان بيست وچهار دية است كه از بهترين بخشهاى گرگانست رباط : در دهانهء بيابان واقع شده ، سلطان باروى آن را كه داراى سه در بوده ويران كرده است . * آباد وپاكيزه است ، مسجدهاى زيبا ، بازارهاى روشن ، خانه‌هاى نيكو ، خوراكهاى خوشمزه دارد ، جامع ندارد . مسجد كهنهء آنجا